کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۰ - چنین که من ز تو خود را نموده ام بیزار...

1

چنین که من ز تو خود را نموده ام بیزار

نعوذبالله اگر افتدم به تو سرو کار

2

هزار جان به جسد آیدم اگر روزی

کشی به قدر گناه انتقام از من زار

3

بسی نماند که از کرده های من باشی

تو در تعرض و من در مقام استغفار

4

به شرمساری انگار عاشقی چکنم

اگر شکنجه زلفت ز من کشد اقرار

5

سزای سرکشی من بس است این که چو شمع

اگر تو خندی و من سوز دل کنم اظهار

6

هزار بار ز بی لنگری ز جا رفتم

ز بحر عاشقیم تا شد آرزوی کنار

7

اگر دگر سر تسخیر محتشم داری

همین بس است که یک عشوه اش کنی در کار

متن شعر کپی شد.