کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۴ - پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار...

1

پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار

شرمسارم شرمسارم شرمسارم شرمسار

2

بود خاک غفلتم در دیده جوهر شناس

کز خزف نشناختم در خاصه در شاهوار

3

با تو گستاخانه آمد در سخن این بی شعور

این چه درکست و شعور استغفرالله زین شعار

4

گفتمت دستم بگیر و مردم از شرمندگی

گرچه می گویند این را بندگان با کردگار

5

دیده ام بر پشت پا شد تا قیامت دوخته

بس که برمن گشت گردون زین ممر خجلت گمار

6

طرفه تر این کان غلط زین بنده گمنام شد

واقع اندر مجلس دستور خورشید اشتهار

7

پادشاه محتشم مه رایت انجم حشم

کز سپاه فتنه بادا حشمت او در حصار

متن شعر کپی شد.