کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۲۹۹ - دور از تو خاک ره ز جنون می کنم به سر...

1

دور از تو خاک ره ز جنون می کنم به سر

بنگر که در فراق تو چون می کنم به سر

2

بر خاک درگه تو به سر می کند رقیب

من خاک در زبخت نگون می کنم به سر

3

سرلشگر جنونم و در دشت گمرهی

بر رغم عقل راهنمون می کنم به سر

4

افسانه ات شبی که نمی آیدم به گوش

آن شب به صد هزار فسون می کنم به سر

5

ز آتش تو بر کنار چه دانی که من چسان

با شعله های سوز درون می کنم به سر

6

بر سر درین بهار تو گل زن که من ز هجر

با خار داغ جنون می کنم به سر

7

ازبس که خون گریسته دور از تو محتشم

من در کنار دجله خون می کنم به سر

متن شعر کپی شد.