کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۰۰ - شطرنج صحبت من و آن مایه سرور...

1

شطرنج صحبت من و آن مایه سرور

با آن که قایم است ز من می برد به زور

2

کارم درین بساط به شاهی فتاده است

کز اسب کین پیاده نمی گردد از غرور

3

چندم به بزم خود نگذاری چه میشود

گر بر بساط شاه کند به یدقی عبور

4

نزدیک شد فرارم ازین عرصه کز قیاس

در بازی تو ماتی خود دیده ام ز دور

5

نقد درست جان بنه ای دل به داد عشق

کان نقد در قلیل و کثیر است بی کسور

6

زان انقلاب کن حذر اندر بساط عشق

کانجا گریز شاه ز بیدق شود ضرور

7

میرم برای آن که ز چشم مشعبدش

شطرنج غائبانه توان باخت در حضور

8

بیش از محل پیاده به فرزین شود به دل

چون عشق را کمال برون آرد از قصور

9

تا محتشم بر اسب فصاحت نهاد زین

افکند در بساط سوار و پیاده شور

متن شعر کپی شد.