غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۳۰۵ - آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز...
1
آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز
مستعد مستیم کارم به یک پیمانه ساز
2
چون ز من بندند راه آشنائی های تو
هرچه میخواهی ز من غیر از نگه بیگانه ساز
3
شور طفلان را اگر خوش داری آن رخ را دمی
کار فرمای جنون عاشق دیوانه ساز
4
تا به خاک راهت افتد صورت از دیوار و در
آن خرامش را زمانی صرف صورت خانه ساز
5
تا روم آسان به خواب مرگ در بالین من
چشم افسون ساز را گوینده افسانه ساز
6
در وداع آخرین عیش کرد ای جغد غم
آشیان یک بار بر دیوار این ویرانه ساز
7
محتشم خواهی اگر یکتائی اندر حکم خویش
خاتم دل را نگین زان گوهر یک دانه ساز