کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۷۶ - جز آستان توام در جهان پناهی نیست...

1

جز آستان توام در جهان پناهی نیست

سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست

2

عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم

که تیغ ما بجز از ناله ای و آهی نیست

3

چرا ز کوی خرابات روی برتابم

کز این به هم به جهان هیچ رسم و راهی نیست

4

زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر

بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست

5

غلام نرگس جماش آن سهی سروم

که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست

6

مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن

که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست

7

عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن

که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست

8

چنین که از همه سو دام راه می بینم

به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست

9

خزینه دل حافظ به زلف و خال مده

که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست

متن شعر کپی شد.