کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۲ - به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز...

1

به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز

فشاند دست که این وقت آن نبود هنوز

2

ز صبر او دل من آب شد که دی ره صلح

گشوده بود و به من لب نمی گشود هنوز

3

دگر سحر که ازو بوسه خواه شد که ز حرف

لبش به جنبش و حسنش به خواب بود هنوز

4

نموده بود به من غایبانه رخ آن دم

که در بساط به کس رخ نمی نمود هنوز

5

من از قیامت هجران به دوزخ افتادم

به مهد امن و امان کافر و یهود هنوز

6

دمی که حور و پری سجده تو می کردند

نکرده بود بشر را ملک سجود هنوز

7

طپانچه زده خورشید عارضت مه را

که هست از اثر آن رخش کبود هنوز

8

دمی که نوبت عشقت زدم به ملک عدم

نبود در عدم آوازه وجود هنوز

9

چو محتشم به گدائی فتادم از تو ولی

گدایی که ازو وحشتم فزود هنوز

متن شعر کپی شد.