کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۱۹ - عقل در میدان عشق آهسته می راند فرس...

1

عقل در میدان عشق آهسته می راند فرس

وز سم آتش می جهاند توسن تند هوس

2

آن چنانم مضطرب کز من گران لنگریست

در ره صرصر غبار و بر سر گرداب خس

3

حال دل در سینه صد چاک من دانی اگر

دیده باشی اضطراب مرغ وحشی در قفس

4

بشکن ای مطرب که مجنونان لیلی دوست را

ساز ز آواز حدی می باید و بانگ جرس

5

گر خورند آب به قابس می کنند آخر از آن

آن چه نتوان کرد زان بس باده عشق است و بس

6

رشته جان شد چنان باریک کاندر جسم زار

بگسلد صد جا اگر پیوند یابد با نفس

7

گر سگ کویش دهد یک بارم آواز از قفا

از شعف رویم بماند تا قیامت باز پس

8

می تواند راندم زین شکرستان هرگه او

ذوق شیرینی تواند بردن از طبع مگس

9

حیف کز دنیا برون شد محتشم وز هیچ جا

حیف و افسوسی نیامد بر زبان هیچ کس

متن شعر کپی شد.