کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۲۱ - آخر ای بی رحم حال ناتوان خود بپرس...

1

آخر ای بی رحم حال ناتوان خود بپرس

حرف محرومان خویش از محرمان خود بپرس

2

نام دورافتادگان گر رفته از خاطر تو نیز

از فراموشان بی نام و نشان خود بپرس

3

چون طبیب شهر گوید حرف بیماران عشق

گر توان حرفی ز درد ناتوان خود بپرس

4

من نمی گویم بپرس از دیگران احوال من

از دل بی اعتقاد بدگمان خود بپرس

5

شرح آن زاری که من بر آستانت می کنم

از کسی دیگر مپرس از پاسبان خود بپرس

6

یا مپرس احوال من جائیکه باشد مدعی

یا به تغییر زبان از هم زبان خود بپرس

7

محتشم بر آستانت از سگی خود کم نبود

حالش آخر از سگان آستان خود بپرس

متن شعر کپی شد.