غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۳۲۸ - شبی که می فکند بی تو در دلم الم آتش...
1
شبی که می فکند بی تو در دلم الم آتش
ز آه من به فلک می رود علم علم آتش
2
کباب کرده دل صد هزار لیلی و شیرین
لبت که در عرب افکنده شور و در عجم آتش
3
ز جرم عشق اگر عاشقان روند به دوزخ
شود به جانب من شعله کش ز صد قدم آتش
4
ز سوز دل چو به او شرح حال خویش نویسم
هزار بار فتد در زبانه قلم آتش
5
چونی بهر که سرآورده ام دمی شب هجران
درو فکنده ام از ناله های زیر و بم آتش
6
به یک پیاله که افروختنی چراغ رخت را
فکندی ای گل رعنا به حال محتشم آتش