کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۰ - محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش...

1

محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش

قیامتست قیامت نشست و خیز سمندش

2

تصرف از طرف اوست زان که وقت توجه

دراز دست تر از آرزوی ماست کمندش

3

میانه هوس و حسن بسته اند به موئی

هزار سلسله برهم ز جعد سلسله بندش

4

نهاد یاری مهر و وفا به یکطرف آخر

دل ستیزه کز جنگجوی جور پسندش

5

هزار جان گرامی فدای ناوک یاری

که گاه گاه شود پر کش از کمان بلندش

6

ز خلق دل به کسی بند اگر حریف شناسی

که نگسلد ز تو گر همه از آهنست می شکنندش

7

مدار باک اگر کرد دل به من گله از تو

که پیش ازین ز تو بسیار دیده ام گله مندش

8

درم خریده غلام ویست محتشم اما

صلاح نیست که گویم خریده است به چندش

متن شعر کپی شد.