کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۷ - هزارگونه متاع است ناز را به دکانش...

1

هزارگونه متاع است ناز را به دکانش

نگاه گوشه چشم از متاع های گرانش

2

خطاب خود به من از اهل بزم خاسته پنهان

که نرگسش شده گویا و خامش است زبانش

3

هزار نکته بیان می کند به جنبش ابرو

هزار نکته دیگر که مشکل است بیانش

4

حواله دل محروم من نمی شود الا

به سهو تیر نگاهی که می جهد ز کمانش

5

دلم که صبر و خرد برده اند بی خبر از وی

به آن دو نرگس فتان مگر که فتنه گمانش

6

به من که ساده دلی کاملم ملاطفت وی

تغافلیست که خود نام کرده لطف نهانش

7

کسی چه نام کند غبن این معامله کاورا

نگاه بر دگرانست و محتشم نگرانش

متن شعر کپی شد.