کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۳۹ - بزم برهم زده ای ای دل بر خشم به جوش...

1

بزم برهم زده ای ای دل بر خشم به جوش

چشم از جنگ بغوغالب از اعراض خموش

2

گرمیش شعله فروزان ز رخ ماه شعاع

تلخیش زهر چکان از دو لب زهر فروش

3

خواب بیهوشی و کیفیت مستی ز سرش

جسته از پرزدن مرغ سراسیمه هوش

4

ضبط بیتابی خود کرده ولی در حرکت

پیرهن زان تن و اندام و قبازان برو دوش

5

داغ دلهای فکار از حرکاتش به خراش

مرغ جانهای نزار از سکناتش به خروش

6

سخنی کامده از حوصله ناطقه بیش

لب فرو بستنش از نطق فروبسته بگوش

7

محتشم هرکه خورد باده به دشمن ناچار

کند آخر می اعراض بدین مرتبه نوش

متن شعر کپی شد.