کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۰ - ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش...

1

ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش

لب از شراب در آتش گل از عرق در جوش

2

خمار رفته ز سر تازه نشاء از می تلخ

اثر ز تلخی می در لبان شهدفروش

3

چو شاخ گل شده کج در میان خانه زین

اتاغه از سر دستار میل سر دوش

4

ز رخش راندنش از ناز در نشیب و فراز

زمین ز شوق به افغان و آسمان به خروش

5

نموده دوش بدوش ابروان خم به خمش

به زور غمزه کمان ها کشیده تا سردوش

6

سرشک کرده هم آغوش کامکاران را

قبای ترک که تنگش کشیده در آغوش

7

لباس بزم به برآمد آن چنان که مگر

رود جریده زند برهزار جوشن پوش

8

ز حالت مژه آن عقل مات مانده که چون

یکی شراب خورد دیگری رود از هوش

9

ستاده محتشم از دور بهر عرض نیاز

لب از اشاره به جنبش زبان عرض خموش

متن شعر کپی شد.