کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۴ - مهی که زینت حسنست گرمی خویش...

1

مهی که زینت حسنست گرمی خویش

طپانچه بر رخ خورشید می زند رویش

2

چرنده را ز چرا باز می تواند داشت

نگاه دلکش ناوک گشای آهویش

3

هزار خنجر زهر آب داده نرگس او

کشیده بهر دلیری که بنگرد سویش

4

چنان ربود دل مرا که هیچ دیده ندید

همین کدیایت محل غمزه محل جویش

5

ز راه دیده به دل می رسد هزار پیام

به نیم جنبشی از گوشهای ابرویش

6

خدنگ نیمکش غمزه اش نخورده هنوز

به من چشانده فلک زور و دست و بازویش

7

نهفته کرده کمانی به زه که بی خبرند

ز ناوک افکنی آن دو چشم جادویش

8

خموشیش نه ز اعراض بود دی که نداد

به لب مجال سخن غمزه سخنگویش

9

هنوز محتشم آن ماه نارسیده ز راه

بیا ببین که چه غوغاست بر سر کویش

متن شعر کپی شد.