غزل · حافظ
غزل شماره ۸۰ - عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت...
1
عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
2
من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش
هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت
3
همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت
4
سر تسلیم من و خشت در میکده ها
مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت
5
ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوب است و که زشت
6
نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس
پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت
7
حافظا روز اجل گر به کف آری جامی
یک سر از کوی خرابات برندت به بهشت