کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۴۷ - کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص...

1

کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص

تا سگش از درد سر آسوده گردد من خلاص

2

شد گرفتاری ز حد بیرون اجل کو تا شود

من ز دل فارغ دل از جان رسته جان از تن خلاص

3

داشتم در صید گاه صد زخم از بتان

در نخستین ضربتم کرد آن شکارافکن خلاص

4

سوختم ز آهی که هست اندر دلم از تیر خویش

روزنی کن تا شوم از دود این گلخن خلاص

5

بی تو از هستی به جام مرغ روحم را بخوان

از قفس تا گردد آن فرقت کش گلشن خلاص

6

محتشم در عاشقی بدنام شد پاکش بسوز

تا شوی از ننگ آن رسوای تر دامن خلاص

متن شعر کپی شد.