غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۳۵۲ - روزی که گشت بر همه عالم نماز فرض...
1
روزی که گشت بر همه عالم نماز فرض
شد ناز بر تو واجب و بر ما نیاز فرض
2
تا در وجود آمدی ای کعبه مراد
شد سجده تو بر همه کس چون نماز فرض
3
نتوان به هیچ وجه شمرد از بتان تو را
باشد میان باطل و حق امتیاز فرض
4
بنگر به عشق و بوالعجبی های او کزو
محمود را شده است سجود ایاز فرض
5
بختم عجب اگر ننوازد که گشته است
قتلم به جرم عشق به آن دلنواز فرض
6
آمیزشی به درد کشانم نصیب باد
کز تقوی و ورع شو دم احتراز فرض
7
زان مرغ غمزه بیم دل محتشم نخاست
گنجشک را بود حذر از شاهباز فرض