غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۳۵۶ - به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ...
1
به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ
چنان که ز وصل آن چنان ندارم حظ
2
به غیر حیرت عشقت چه باعث است ای گل
که چشم دارم و از گلستان ندارم حظ
3
ز بس که خورده ام از قاصدان فریب اکنون
به هیچ مژده من بدگمان ندارم حظ
4
نوید عمر ابد هم به گوش ناخوش نیست
که بی تو بس که به جانم ز جان ندارم حظ
5
به مزدی سفرم کاش خانمان سکون
که از وطن من بی خانمان ندارم حظ
6
زهم ببر ز من ای همزبان که من بی او
زبان ندارم و از هم زبان ندارم حظ
7
ره جهان دگر محتشم کنون سر کن
که بهر عمر چنین زین جهان ندارم حظ