کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۶ - چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ...

1

چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ

شد از خون گرمم شرر بار تیغ

2

شدم آن چنان کشته او به میل

که از میل من شد خبردار تیغ

3

نه چابک تری از تو هست ای اجل

باو سر فرو آر و بسپار تیغ

4

چه جائیست کوی تو کانجا مدام

ز در سنگ بارد ز دیوار تیغ

5

ازین بزم اگر دفع من واجبست

بنه ساغر از دست و بردار تیغ

6

شود بر زبان تا وصیت تمام

خدا را زمانی نگهدار تیغ

7

شده چشم مست تو خنجر گذار

تو در دست این مست مگذار تیغ

8

بقا سر بجیب فنا در کشد

اگر برکشد آن ستمکار تیغ

9

سگ آن دلیرم که وقت غضب

شود پیش او محتشم وار تیغ

متن شعر کپی شد.