کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۷ - دهد اگرچه برون در بی شمار صدف...

1

دهد اگرچه برون در بی شمار صدف

تو آن دری که برون ناید از هزار صدف

2

برای چون تو دری شاید ای چکیده صنع

اگر دهان بگشاید هزار بار صدف

3

عجب که تا به قیامت محیط هستی را

گران شود به چنین در شاهوار صدف

4

توان گرفت بزر ز احترام گوشی را

که در راز تو را باشد ای نگار صدف

5

شدست معتبر از خلعت تو مادر دهر

بلی ز پرتو در دارد اعتبار صدف

6

به جنبش آمده تا بحر هستی از اثرش

چنین دری نفکنده است برکنار صدف

7

به عهد محتشم از عقد نظم گوش جهان

چنان پر است که از در شاهوار صدف

متن شعر کپی شد.