کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۶۹ - آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف...

1

آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف

آفتابی بود نورش برطرف شد حیف حیف

2

طرح یک رنگی فکند آن بت بهر بد گوهری

گوهر یک دانه هم رنگ خزف شد حیف حیف

3

آن کمان ابرو که کس انگشت بر حرفش نداشت

تیر طعن عیب جویان را هدف شد حیف حیف

4

آن که کام از لعل او جستن بزر ممکن نبود

گنج تمکینش به نادانی تلف شد حیف حیف

5

آن که خواندش مادر ایام فرزند خلف

عاقبت دل خوش کن صد ناخلف شد حیف حیف

6

نوگلی کز صوت بلبل پنبه اش در گوش بود

واله چنگ و نی و آواز دف شد حیف حیف

7

محتشم از درد گفتی آن چه در دل داشتی

کوش هر بی درد این در را صدف شد حیف حیف

متن شعر کپی شد.