کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۷۳ - بر در دل می زنند نوبت سلطان عشق...

1

بر در دل می زنند نوبت سلطان عشق

ما و جنون می دهیم وعده به میدان عشق

2

رایت شاه جنون جلوه نما شد ز دور

چاک به دامن رساند گرد بیابان عشق

3

آن که ز لعلت فکند شور به دریای حسن

کشتی ما را نخست داد به طوفان عشق

4

بر سر جرم منند عفو و جزا در تلاش

تا بچه فرمان دهد حاکم دیوان عشق

5

عشق ز فرمان حسن داد به دست توام

وه چه شدی گر بدی حسن به فرمان عشق

6

زلف تو را آن که کرد سلسله پیوند حسن

ساخت جنون مرا سلسله جنبان عشق

7

کرد چو حسنت برون سر به گریبان دهر

عابد و زاهد زدند دست به دامان عشق

8

گرد وی از بس حذر مور ندارد گذر

این دل ویران که هست ملک سلیمان عشق

9

ماه رخ آن صنم مه چه رایان حسن

داغ دل محتشم شمسه ایوان عشق

متن شعر کپی شد.