غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۳۷۸ - ما که می سازیم خود را در فراق او هلاک...
1
ما که می سازیم خود را در فراق او هلاک
از وفای او به جان یم از برای او هلاک
2
لطف او در رنگ استغنا و بر من عکس غیر
از برای لطف استغنا نمای او هلاک
3
من که تنگ آوردنش در بر تصور کرده ام
می شوم از رشگ تنگی قبای او هلاک
4
گر بجنبد باد می میرم که از بی تابیم
بهر جنبشهای زلف مشگسای او هلاک
5
ای فلک یک روز کامم از وفای او بده
پیش از آن روزی که گردم از جفای او هلاک
6
می نهد تا غمزه ناوک در کمان می سازدم
اضطراب نرگس ناوک گشای او هلاک
7
زخم دلخواهی که خورد از دست جانان محتشم
مدعی از رشک خواهد شد به جای او هلاک