کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۳ - بس که چشم امشب به چشم عشوه سازش داشتم...

1

بس که چشم امشب به چشم عشوه سازش داشتم

از نگه کردن بسوی غیر بازش داشتم

2

غیر جز تیر تغافل از کمان او نخورد

بس که پاس غمزه مردم نوازش داشتم

3

تا به قصد نیم نازی ننگرد سوی رقیب

گوشه چشمی به چشم نیم نازش داشتم

4

گشت راز من عیان بس کز اشارات نهان

با رقیبان در مقام احترازش داشتم

5

داشت او مستغنیم از ناز دیگر مهوشان

از نیاز غیر من هم بی نیازش داشتم

6

زور عشقم بین که تازان می گذشت آن شهسوار

از کششهای کمند شوق بازش داشتم

7

با خیالش محتشم در دست بازی بود و من

دست در زنجیر از زلف درازش داشتم

متن شعر کپی شد.