کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۳۹۹ - دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم...

1

دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم

رفتم از شهر به صحرا و به دام افتادم

2

مگر این باده همه داروی بیهوشی بود

که من لجه کش از یک دو سه جام افتادم

3

آن چه قد بود و چه قامت که ز نظاره آن

تا دم صبح قیامت ز قیام افتادم

4

به اشارت مگر احوال بگویم که چه شد

که ز گویائی از آن طرز کلام افتادم

5

هیچ زخمی نزد آن غمزه که کاری نفتاد

من افتاده چگویم ز کدام افتادم

6

من که بودم ز مقیمان سر کوی حضور

از کجا آه به این طرفه مقام افتادم

7

محتشم بوی جنونم همه کس فاش شنید

چون درین سلسله غالیه فام افتادم

متن شعر کپی شد.