کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۶ - در بزم چون به کین تو غالب گمان شدم...

1

در بزم چون به کین تو غالب گمان شدم

جان در میان نهادم و خود برکران شدم

2

پاس درون قرار به نامحرمان چو یافت

من محفل تو را ز برون پاسبان شدم

3

دیدم که دیدن رخت از دور بهتر است

صحبت گذاشتم ز تماشائیان شدم

4

این شد ز خوان وصل نصیبم که بی نصیب

از التفات ظاهر و لطف نهان شدم

5

بر رویم آستین چو فشانید در درون

دم ساز در برون به سگ آستان شدم

6

عمرت در از باد برون آن چه میتوان

لیکن که من ز پند تو کوته زبان شدم

7

چون محتشم اگرچه به صدخواری از درت

هرگز نمی شدم به کنار این زمان شدم

متن شعر کپی شد.