کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۷ - بهر دعا از درت چون به درون آمدم...

1

بهر دعا از درت چون به درون آمدم

قوت نطقم نماند لال برون آمدم

2

عشق چو بازم به ناز سوی تو خواند از برون

در ز درون بسته بود من به فسون آمدم

3

من که زدم از ازل لاف شکیب ابد

از سر کویت ببین رفتم و چون آمدم

4

زخم امانت بس است مرهم لطفی فرست

داغ مرا کز ازل جسته درون آمدم

5

شد در و دیوار او از تن من لاله فام

بس که ز داغ غرقه به خون آمدم

6

نقد نیازم نزد بر محک امتحان

در نظر درک او بس که زبون آمدم

7

محتشم این در نبود جای چو من ناکسی

لیک چو تقدیر بود راهنمون آمدم

متن شعر کپی شد.