کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۰۸ - ز لطف و قهر او و در خندهای گریه آلودم...

1

ز لطف و قهر او و در خندهای گریه آلودم

نمی یابم که مقبولم نمی دانم که مردودم

2

ز جرمم در گذر یا بسملم کن به کی داری

در آب و آتش از امید بود و بیم نابودم

3

به یک تقصیر در مجلس به گرد خجلت آلودی

رخی را کزو فاعمری به خاک درگهت سودم

4

به گفتار غرض گو ناامیدم ساختی از خود

بلی مقصود من این بود دیگر نیست مقصودم

5

چه اندیشم دگر از گرمی بازار بدگویان

که نه فکر زیان ماند است نه اندیشه سودم

6

چو شمعم گر تو برداری سر از تن در حقیقت به

که چون مجمر نهد غیری به سر تاج زراندودم

7

به قول ناکسانم بیش ازین مانع مشو زین در

که در خیل سگانت پیش ازین منهم کسی بودم

8

اگر چون محتشم صدبارم اندازی در آتش هم

چنان سوزم که جز بوی وفایت ناید از دودم

متن شعر کپی شد.