کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۱۲ - با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم...

1

با تو آن روز که شطرنج محبت چیدم

ماتی خود ز تو در بازی اول دیدم

2

هوسم رخ به رخ شاه خیال تو نشاند

آن قدر کز رخ شرم تو خجل گردیدم

3

اسب جرات چو هوس تاخت به جولانگه عشق

من رخ از عرصه راحت طلبی تابیدم

4

استخوان بندی شطرنج جهان کی شده بود

صبح ابداع که من مهر تو می ورزیدم

5

هجر چون اسب حریفان مسافر زین کرد

عرصه خالی شد از آشوب و من آرامیدم

6

آن دلارام که منصوبه طرازی فن اوست

بیدقی راند که صد بازی از آن فهمیدم

7

فکر خود کن تو هم ای دل که به تاراج بساط

شاه عشق آمد و من خانه خود برچیدم

8

محتشم از تو و از قدر تو افسوس که من

پشه و پیل درین عرصه برابر دیدم

متن شعر کپی شد.