کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۲۳ - من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم...

1

من که از ادعیه خوانان دگر ممتازم

از دعای تو به مدح تو نمی پردازم

2

علم مدح تو بیضا علم افراختنی است

لیک من از عقبت ادعیه می افرازم

3

روزگاریست که بر دیده و بختت به دعا

بسته ام خواب و به بیداری خود می نازم

4

هست اقبال تو یاور که من ادعیه خوان

کار یک ساله به یک روزه دعا می سازم

5

خورد و خوابی که درو نیست گزیر آن سان را

من به آن هم ز دعای تو نمی پردازم

6

سرو را در جسدم تا رمقی هست ز جان

از برایت به فلک رخش دعا می تازم

7

بر سر لوح ثنا طرح دعا خوش طرحیست

خاصه طرحی که من از بهر تو می اندازم

8

محتشم تاب و توان باخته در دوستیت

من که بی تاب و توانم دل و جان می بازم

متن شعر کپی شد.