کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۴ - بس که همیشه در غمت فکر محال می کنم...

1

بس که همیشه در غمت فکر محال می کنم

هجر تو را ز بی خودی وصل خیال می کنم

2

شب که ملول می شوم بر دل ریش تا سحر

صورت یار می کشم دفع ملال می کنم

3

او ز کمال دلبری زیب جمال می دهد

من ز جمال آن پری کسب کمال می کنم

4

زلف مساز پرشکن خال به رخ منه که من

چون دگران نه عاشقی با خط و خال می کنم

5

من که به مه نمی کنم نسبت نعل توسنت

نسبت طاق ابرویت کی به هلال می کنم

6

شیخ حدیث طوبی و سدره کشید در میان

من ز میانه فکر آن تازه نهال می کنم

7

مجلس یار محتشم هست شریف و من در آن

جای خود از پی شرف صف نعال می کنم

متن شعر کپی شد.