کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۳۶ - گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم...

1

گر شود ریش درون رخنه گر بیرونم

بنمایم به تو کز داغ نهانت چونم

2

هرچه دارم من مهجور ز عشقت بادا

روزی غیر به غیر از غم روز افزونم

3

وصلت ار خاصه عاشق نبود روز جزا

لیلی از شوق زند نعره که من مجنونم

4

خونم آمیخته با مهر غیوری که اگر

بیند این واقعه در خواب بریزد خونم

5

دی به دشنام گذشت از من و امروز به خشم

از بدآموزی امروز بسی ممنونم

6

نامه ای خواند و درید آن مه پرکار و برفت

دل به صد راز نهان ماندن آن مضمونم

7

محتشم در سخن این خسرویم بس که شده

خلعت آن قد موزون سخن موزونم

متن شعر کپی شد.