غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۴۴۱ - مفتون چشم کم نگه پر فتنه ات شوم...
1
مفتون چشم کم نگه پر فتنه ات شوم
مجنون آهوانه نگه کردنت شوم
2
از صد قدم به ناوکی انداختی مرا
قربان دست و بازوی صید افکنت شوم
3
دامان سعی بر زده ای در هلاک من
ای من هلاک بر زدن دامنت شوم
4
زان تندخوتری که توانم ز بیم گشت
پیرامنت اگر همه پیراهنت شوم
5
کم می کنی نگاه ولی خوب می کنی
قربان طرح و وضع نگه کردنت شوم
6
کردی ز باده پیرهن عاشقانه چاک
شیدای چاک کردن پیراهنت شوم
7
من بلبل ندیده بهارم روا مدار
کاواره همچو محتشم از گلشنت شوم