کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۲ - کو دل که محو نرگس جادو فنت شوم...

1

کو دل که محو نرگس جادو فنت شوم

مستغرق نظاره مرد افکنت شوم

2

چون گشته ای به دشمن ناموس خویش دوست

اینست دوستی که به جغان دشمنت شوم

3

از غیرتم برین که به من نیز این چنین

بی قیدوار دوست شوی دشمنت شوم

4

پا می کشد ز مزرع دل وصل خوشه چین

تا غاقل از محافظت خرمنت شوم

5

پیراهن تو قصد تو خواهد نمود اگر

یک جامه وار دور ز پیراهنت شوم

6

جان هر قدر که بایدت ای دل قبول کن

گر باقی آوری قدری من تنت شوم

7

غافل نگردم از پی موری چو محتشم

مامور اگر به ناظری خرمنت شوم

متن شعر کپی شد.