کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۴ - خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم...

1

خوش آن که هم زبان به تو شیرین بیان شوم

حرفی ز من بپرسی و من بی زبان شوم

2

وقت سخن تو غرق عرق گردی از حجاب

من آب گردم و ز خجالت روان شوم

3

یاری به غیر کن که سزای وفای من

این بس که ناوک ستمت را نشان شوم

4

در کوی خویش اگر ز وفا جا دهی مرا

سگ باشم ار جدا ز سگ آستان شوم

5

جورت که پیش محتشم از صد وفا به است

من سعی می کنم که سزاوار آن شوم

متن شعر کپی شد.