کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۴۶ - منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم...

1

منم آن گدا که باشد سر کوی او پناهم

لقبم شه گدایان که گدای پادشاهم

2

شده راست کار بختم ز فلک که کرده مایل

به سجود سربلندی ز بتان کج کلاهم

3

لب خواهشم مجنبان که تمام آرزویم

به تو در طمع نیفتم ز تو هم تو را نخواهم

4

فلک از برای جورم همه عمر داشت زنده

چه شد ارتو نیز داری قدری دگر نگاهم

5

به غضب نگاه کردی و دگر نگه نکردی

نگهی دگر خدا را که خراب آن نگاهم

6

ز سیاست تو گشتم به گناه اگرچه قایل

به طریق مجرمانم نکشی که بی گناهم

7

شه محتشم کش من چو کمان رنجشم را

به ستیزه سخت کردی حذر از خدنگ آهم

متن شعر کپی شد.