غزل · حافظ
غزل شماره ۹۰ - ای هدهد صبا به سبا می فرستمت...
1
ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
بنگر که از کجا به کجا می فرستمت
2
حیف است طایری چو تو در خاکدان غم
زین جا به آشیان وفا می فرستمت
3
در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست
می بینمت عیان و دعا می فرستمت
4
هر صبح و شام قافله ای از دعای خیر
در صحبت شمال و صبا می فرستمت
5
تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب
جان عزیز خود به نوا می فرستمت
6
ای غایب از نظر که شدی همنشین دل
می گویمت دعا و ثنا می فرستمت
7
در روی خود تفرج صنع خدای کن
کآیینه خدای نما می فرستمت
8
تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند
قول و غزل به ساز و نوا می فرستمت
9
ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت
با درد صبر کن که دوا می فرستمت
10
حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست
بشتاب هان که اسب و قبا می فرستمت