کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۲ - بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم...

1

بس که ماندیم به زنجیر جنون پیر شدیم

با قد خم شده طوق سر زنجیر شدیم

2

در جهان بس که گرفتیم کم خود چو هلال

آخرالامر چو خورشید جهانگیر شدیم

3

بعد صد چله به قدی چو کمان در ره عشق

یکی از خاک نشینان تو چون تیر شدیم

4

قلعه تن که خطر از سپه تفرقه داشت

زان خطر کی به در از رخنه تدبیر شدیم

5

رد نشد تیر بلای تو به تدبیر از ما

ما همانا هدف ناوک تقدیر شدیم

6

داد دادیم وفا را و ز بدگوئی غیر

متهم پیش سگان تو به تقصیر شدیم

7

محتشم عشق و جوانی و نشاط از تو که ما

در غم و محنت آن تازه جوان پیر شدیم

متن شعر کپی شد.