کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۳ - تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم...

1

تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم

به مراد دل برسی اگر به مراد خود برسانیم

2

همه شب چو شمع ستاده ام که نشانمت به حریم دل

به حریم دل چه شود که اگر بنشینی و بنشانیم

3

چه کنم نظر به مه دگر که ز دل غم تو رود به در

که ز دیگران دگران شود به تو بیشتر نگرانیم

4

نیم ارچه وصل تو را سزا به همین خوشم که تو دل ربا

سگ خویش خوانیم از وفا سوی خویش اگرچه نخوانیم

5

دل تنگ حوصله خون شود ز ستیزهای زبانیت

ز پی ارنه لطف تو دل دهد به کرشمه های زبانیم

6

چه نکو حضوری و وحدتی بود از دو جانب اگر تو را

من ازین خسان بستان و تو ازین بتان بستانیم

7

گرم از درون بدر افکنی ز برون چو محتشمم مران

سگیم به داغ و نشان تو که نخواند از تو برانیم

متن شعر کپی شد.