کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۶ - مرا صید افکنی زد زخم و بند افند در گردن...

1

مرا صید افکنی زد زخم و بند افند در گردن

به ابروی کمان دار و به گیسوی کمند افکن

2

هم از تندی هم از تمکینش تا آگه شوی بنگر

محرف بستن تیغ و ملایم راندن توسن

3

سر آن شمع فانوس حیا گردم که از شوخی

به جان خلق آتش در زند چون برزند دامن

4

به آن رخسار گندم گون جمالت راست بازاری

که قرص آفتاب آنجا نمی ارزد به یک ارزن

5

تو هرجا بگذری از سینه ها آتش برافروزی

برآید بوی یک گلشن ولی با دود صد گلخن

6

ز بس کز اتحاد معنوی آمیختم با تو

نمی دانم در آغوش خیالت کاین توئی یا من

7

نخواهد مرد تا حشر ای همایون کوکب تابان

چراغ محتشم کز پرتو مهر تو شد روشن

متن شعر کپی شد.