کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۷ - پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان زمان...

1

پا چون کشم ز کوی تو کانجا زمان زمان

می آورد کشاکش عشقم کشان کشان

2

جان زار و تن نزار شد از بس که می رسد

جور فلک برین ستم دلبران بر آن

3

چون نیستیم در خور وصل ای اجل بیا

ما را ز چنگ فرقت آن دلستان ستان

4

دل داشت این گمان که رهائی بود ز تو

خط لبت چو گشت عیان شد کم آن گمان

5

رفتی و گشت دیده لبالب ز در اشگ

باز آی تا به پای تو ریزم روان روان

6

ای دل کناره کن ز بت من که روز و شب

بسته است بهر کشتن اسلامیان میان

7

داغی که میهنی به دل از دست آن نگار

ای محتشم ز دیده مردم نهان نه آن

متن شعر کپی شد.