کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۵۹ - زهی ز دست کرم گسترت کرم باران...

1

زهی ز دست کرم گسترت کرم باران

فدای دست و دلت جان این درم داران

2

به رنگ دست تو ابری ندیده چشم فلک

که سیم ناب و زر سرخ از آن بود باران

3

تفقد تو تدارک پذیر نیست که نیست

ز ممکنات سبک باری گران باران

4

ز گرم خونی و غم خواری تو کار حسد

به این رسیده که خونم خورند غم خواران

5

مدد که درین ملک رتبه سنجانند

سبک کننده قدر بزرگ قداران

6

نوشت نسخه امساک و صبر هر که گرفت

به جز تو در مرض فقر نبض بیماران

7

جهان به چشم مبیناد محتشم من بعد

به جز تو گر بودش چشم یاری از یاران

متن شعر کپی شد.