کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۷۰ - گرچه در دیده تر جای تو نتوان کردن...

1

گرچه در دیده تر جای تو نتوان کردن

به همین قطع تمنای تو نتوان کردن

2

وصل را گرچه به کوشش نتوان یافت ولی

هجر را مانع سودای تو نتوان کردن

3

کنم از بهر تو دانسته خلاف دل خویش

چون خلاف دل دانای تو نتوان کردن

4

گرچه کفر است ز بس سرکشیت می ترسم

کز خدا نیز تمنای تو نتوان کردن

5

در دل تنگی و این طرفه که نه گردون را

صدف گوهر یکتای تو نتوان کردن

6

خواهم از خلق نهانت کنم اما چه کنم

که تو خورشیدی و اخفای تو نتوان کردن

7

گر سراپا چو فلک دیده توان گشت هنوز

سیر خود را ز تماشای تو نتوان کردن

8

گر کنی وعده هم ای یار غلط وعده چه سود

که نیائی و تقاضای تو نتوان کردن

9

محتشم گر تو کنی ترک سخن صد کان را

به دل طبع گهر زای تو نتوان کردن

متن شعر کپی شد.