کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۰ - چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن...

1

چون نمودی رخ به من یک لحظه بدخوئی مکن

شربت دیدار شیرین به ترش روئی مکن

2

می کنم گر بیخ عیش خویش میگوئی بکن

می کنم گر قصد جان خویش میگوئی مکن

3

با بدان نیکی ندارد حاصلی غیر از بدی

گر بخود بد نیستی با غیر نیکوئی مکن

4

غمزه ات محتاج افسون نیست در تسخیر خلق

صاحب اعجاز را تعلیم جادوئی مکن

5

من که خود کم کرده ام دل در رهت دادم مده

عاشق بیداد را خوش دل به دلجوئی مکن

6

گر درین دیوان گناه ما خطای عاشقی است

گو کسی در نامه ما این خطا شوئی مکن

7

ترک بد خوئی کن اما با گدای پرهوس

گرچه باشد محتشم زنهار خوش خوئی مکن

متن شعر کپی شد.