غزل · محتشم کاشانی
غزل شماره ۴۸۳ - بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من...
1
بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
از خدای خود نترسد چون کند آزار من
2
سر ز تقوی پا ز مسجد دست از طاعت کشم
تا شود آن نامسلمان راضی از اطوار من
3
کوشم اندر معصیت چندان که گردم کشتنی
تا بود در کشتن من بی گنه دلدار من
4
دوستان را حضم خود سازم که بعد از کشتنم
خون من قطعا نخواهند از بت خونخوار من
5
دشمنان را دوست دارم تا پس از قتلم نهد
این گنه بر گردن ایشان مه پرکار من
6
گوسیه شورویم از ترک عبادت تا مرا
بنده یک رنگ خود داند پری رخسار من
7
محتشم خواهد به خاک تیره یکسان خویش را
تا مرا دیگر به کام خویش بیند یار من