کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۸۷ - ای خدنگ مژه ات عقده گشای دل من...

1

ای خدنگ مژه ات عقده گشای دل من

حل شده از تو به یک چشم زدن مشکل من

2

خون من ریزد اگر آن گل رعنا بر خاک

ندمد جز گل یک رنگی او از گل من

3

شادم از بی کسی خود که اگر کشته شوم

نکند کس طلب خون من از قاتل من

4

آن چنان تنگ دلم از غم آن تنگ دهان

که غمش نیز به تنگ آمده است از دل من

5

سر من بر سر آن کو فکن از تن که فتد

گاه و بی گاه گذار تو به سر منزل من

6

داشت در کشتن من تیغ تو تعجیل ولی

زود آمد به سر این دولت مستعجل من

7

محتشم چون به سخن نیست مه من مایل

چه شود حاصل ازین گفته بی حاصل من

متن شعر کپی شد.