کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۲ - با وجود وصل شد زندان حرمان جای من...

1

با وجود وصل شد زندان حرمان جای من

برکنار آب حیوان تشنه مردم وای من

2

باغبان کاندر درون بر دست گلچین گل نزد

دست منعش در برون صد تیشه زد بر پای من

3

سایه بر هر کس فکند الا من دوزخ نصیب

سر و طوبی قد گل روی بهشت آرای من

4

هست باقی رشحه ای از وصل و جان من کباب

من که امروز این چنینم وای بر فردای من

5

پر گیاه حسرتی خواهد دمانیدن ز خاک

در پی این کاروان اشگ جهان پیمای من

6

از تفقدهای عامم نیز کردی ناامید

بیش ازین بود از تو امید دل شیدای من

7

محتشم افغان که مستغنی است از یاد گدا

پادشاه بی غم و سلطان بی پروای من

متن شعر کپی شد.