کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۵ - با او شبی از دیر می خواهم خراب آیم برون...

1

با او شبی از دیر می خواهم خراب آیم برون

او برقع شرم افکند من از حجاب آیم برون

2

خوش آن که طرح سیر شب اندازد آن مست خراب

من دامن ظلمت دران با آفتاب آیم برون

3

عذر گنه گویم چنان کز کشتن من بگذرد

گر آن قدر بخشد امان کز اضطراب آیم برون

4

در ورطه عشق بتان ناکرده خود راامتحان

کشتی در آب انداختم تا چون ز آب آیم برون

5

تا حشر عشق از بهر من خواهد فروزد آتشی

کافتم اگر یک دم درو دردم کباب آیم برون

6

راندم به میدان چون فرس کز تیرباران بلا

از موج خیز خویشتن گلگون رکاب آیم برون

7

از ابر احسان قطره ای در دوزخ هجران چکان

تا محتشم یابد امان من از عذاب آیم برون

متن شعر کپی شد.