کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

غزل ·

غزل شماره ۴۹۷ - چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین...

1

چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین

زمین گوید ثنا گردون دعا روح الامین آمین

2

رسید از ماه سیمایان سپاهی در قفا اما

در این میدان نمی بینم سپهداری به این آئین

3

به تندی برق مستعجل به لنگر کوه پابرجا

به میدانها سبک جولان به محفلها گران تمکین

4

به تحریک طبیعت در خم چو گان بیدادم

چنان دارد که چون گویم نه آرامست و نه تسکین

5

شوم او را بلاگردان چو رخش ناز بی پایان

به پائین راند از بالا به بالا تا زد از پائین

6

مکن خون کوی ای دل بر سر میدان او مسکن

که آنجا در پی سر میرود صد عاشق مسکین

7

نثار بزمت این بس محتشم کان معدن احسان

لب گوهرفشان گاهی بجنباند پی تحسین

متن شعر کپی شد.